تبليغاتX
666فهمیده
من کی ام، تو کی ای،اینجو کجان؟ایر کی کرده؟
این پست صرفاْ تلاشی است در جهت تشکر از بوا که در قالب یک مقاله ارائه می شود.

بوا از تو متشکرم که گهگاه به این وبلاگ سری می زنی و کامنتکی می گذاری تا بدین وسیله ما مشمول جایزه تمشک طلایی به خاطر داشتن بازدید کننده به تعداد صفر نباشیم. البته وبلاگ ما خیلی با کلاس و در سطح متعالی بوده به حدی که زمانی که غز خواست مقاله مستخرج از پایان نامه خود را در این وبلاگ منتشر کند ما به علت علمی پژوهشی نبودن مقاله آن را رد نمودیم تا نمره غز از ۱۸.۵ محسوب شود. پس می بینید که ما خیلی خفنیم اما گروهی مانند منوچرم توانگر هستند که پایان نامه ما را اخ و پیف پیف می دانند و ما را در جلسه دفاع می نمایند نمودنی عظیم. اما این قضاوت های سطحی و غرض ورزانه از شایستگی های ما نکاسته و ما همچنان راه خود را که ادامه راه بواست ادامه می دهیم و مشت محکم می کوبیم بر دهان توانگ تا همین سه عدد دندانی که دارد نیز ریخته  و موجبات شعف خلق فراهم آید.

بوا امیدوارم زحمات تو را جبران کرده و در عروسیت عربکی برقصم. 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 14:17  توسط philamino | 

27 مين 7/27 هم در تنهايي مطلق گذشت، البته اشكالي نداره ها اما نكنه سي و هفتمين هم؟



پ.ن كي گفته در اين دنيا هيچ چيز مطلق نيست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:15  توسط philamino | 
فردا بالاخره دفاع مي كنم البته نمي دونم هنوز مشخص نيست شايدم دفاع، منو!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:7  توسط philamino | 
وقتی خوشبختی می رود بگذار برای همیشه برود




پ.ن.من بذارم یا نذارم دیگه رفته بر هم نمی گرده از قدیم گفتن  it never rains but it pours

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 13:7  توسط philamino | 
زبان سرخم سر کچلمو به باد داد

اگه ندیدمتون حلالم کنین

وعده ما کهریزک

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 12:29  توسط philamino | 
قبلا

کارگر افغانی: شما عزاداری محرم رو چند روزه می گیرید؟

ایرانیه: ده روز

کارگر افغانی:اووووووه چه زیاد . بدین ما دو روزه تمومش می کنیم


اکنون

حامد کرزای: شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری یک هفته طول می کشه

صادق محصولی: اووووووووووه چه زیاد بدین ما یه ساعته تمومش می کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 12:30  توسط philamino | 
سلام ننه

خوبی؟

الان که دارم این مطلب رو می نویسم احتمالا تو آتلیه هستی و داری با ارنستو عکس میندازی بعدشم میرید سالن پیش مهمونا

ننه چقد دوست داشتم توی لباس عروسی ببینمت به قول مامانم چشم به قدو بالات گذاشته بودم آرزو داشتم عروسیتو ببینم حیف که باید برم دنبال یه لقمه نون و گرفتارم

ننه خیلی خوشحالم که ارنستو اومد تو رو استوند و سر و سامون گرفتی یادم باشه یه مقاله در تشکر از ارنستو بنویسم(قابل توجه اون بوای بی غیرت که تو رو نسوند حقشه که از حسادت خون بالا بیاره)

ننه چقد خوبه که از بین ماها تو و زن اقای جیمی به افتخار تاهل نایل اومدین و ناکوم از دنیا نرفتین همینم غنیمته تو این وانفسا

من ارنستو رو خیلی دوست دارم چون تو رو نجات داد و معلومه که خیلی شجاع هست بهش خیلی سلام برسون و ازش تشکر کن

البته من و بوا و غز هم همچنان در حال انتظار می باشیم و معتقدیم هر کسی یه بخت و سرانجومی داره از قدیم هم گفته اند نصیب از آسمون بخت از خراسون

ولی کاش من و غز و بوا بودیم  و برات یه دور عربکی می رقصیدیم و چند تا هم حرکت اسبی می رفتیم امان از این روزگار که حسرت عروسی ننه مو به دلم گذاشته

امیدوارم خیلی خوشبخت بشی و مثل من پسرزا باشی و هی برای ارنستو پسر بیاری تا اونم هی بیشتر دوستت داشته باشه

کاش ارنستو داداش داشت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 18:49  توسط philamino | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 14:58  توسط philamino | 
گفت: تو که هنوز تکی

گفتم: هنوز در انتظار گودو هستم

گفت: این گودویی که تو منتظرشی با اسب سفید و کالسکه رویایی هیچ وقت نمیاد

گفتم: بنده خدا کالسکه چیه؟ تو بگو موتور کاوازاکی. نیست.

.

.

.

اصلا سگ تو ضرر. فرغون.

نبود؟

 

 

پ.ن۱: در انتظار گودو اسم یک نمایشنامه آمریکایی هست از ساموئل بکت که در اون دو نفر تو ایستگاه اتوبوس منتظر فردی به نام گودو هستند.  در آخر هم گودو  نمیاد.

پ.ن ۲: فکر کنم موتورش خراب شده داره پیاده میاد

پ.ن ۳: ننه گودو نکنه یه وقت نیای؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 14:25  توسط philamino | 
و خداوند زن را آفرید . . .

تا از روی زمین شاهد به معراج رفتن مرد از دامانش باشد

 

 

پ.ن: ممول نه.memol

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:26  توسط philamino |